اللهم اجعلنی مجدد دینک ومحیی شریعتک
شاید آن روز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد،خبر از عطر گل یاس نداشت،چه شقایق باشد چه گل پیچک و یاس، تا نیاید مهدی زندگی زیبا نیست. سلامتی گل سر سبد عالم بشریت حضرت بقیه الله الاعظم روحی و ارواحنا له الفداء، سلامتی نایب خلفش الامام خامنه ای(قدس سره) صلوات
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25
ا
✿ کد صوتی مهدوی برای وبلاگ شما ✿


الفبای طلبگی

ا لفبای طلبگی

هر که «الفبای طلبگی» را نداند، دچار «جهل مرکب» می شود.

و هر که با زیر و زبر «آیات علم» و «سوره های معرفت» بیگانه باشد، قرائتش غلط خواهد شد.

پس باب اول کتاب حوزه، آموختن این الفبا و آشنایی با حرکات و سکنات این فرهنگ است. تا «طلبه» از «طلبه نما» متمایز شود.

طلاب واقعی که مطلوب خلق و محبوب خالقند، آنانند که در مدرسه ی دین، ابجد یقین می خوانند و در مدرس عترت، الفبای عزّت می آموزند و در مکتب قرآن مشق عرفان می نویسند.

زندگیشان عطف به مبدأ است و وصل به معاد.

با نفی خود اثبات خدا می کنند و غرور را از نفس خویش جدا.

در محرمات اهل توقف اند و در شبهات، اهل احتیاط.

ضمیر خود را در افق تقوا ظاهر می سازند، با شهرت و نام، خود را گم نمی کنند و با پست و مقام و چند سلام، پشت به حوزه نمی کنند و «معانی» نخوانده به «بیان» نمی پردازند.

به جرح و تعدیل نفس مشغولند و هر روز عمر خود را «تجزیه و ترکیب» می کنند.

افعالشان بی حرف علّه، به مصدر خلوص برمی گردد. اسمشان مبنی بر فتح است و فعلشان لازم و حرفشان جازم.

نه در حرف، منفی بافند، نه در ادعا اهل لاف و گزاف.

نه در جای وقف، حرکت می کنند و نه در جای حرکت اهل وقفند.

از معتکفان حجره ی «لم و لماّ» بیزارند و از سایه نشینان «لیس و لا» برکنار.

مشتق اند، اما از علم. جامدند، اما بر دین. اجوف اند، اما از ریا. ناقص اند، اما از رذایل. مجردند، اما از تعلقات. مزیدند، اما در فضایل.

قبای ریاضت بر تن دارند و عبای عبادت بر دوش. نعلین اراده در پا و زمزمه ی تهجد در گوش. با عینک بصیرت کتاب نفس را مرور می کنند، با ذره بین محاسبه، عیوب خود را می یابند و با قلم تهذیب، خطاها را اصلاح می کنند.

به حجیت ظاهر قائلند، اما از باطن خود غافل نمی شوند.

«ماهیت» را فدای وجود نمی کنند، بر متن دین حاشیه ی دنیا نمی زنند. فروع نفسانیات را به اصول الهیات برمی گردانند. از محکمات دین طفره نمی روند و در متشابهات دل،ر سرگردان نمی شوند. نه وسائل را وسیله ی دنیا می کنند، نه مکاسب را دکان کسب می سازند.

منطقشان عاشورایی است و حماسه شان حسینی و عرفانشان سجادی. بیش از «مدرک» به «درک»      می اندیشند و بیش از «مدارج» به «معارج».

درسشان «تکلیف» است و امتحانشان «جهاد» و قبولی شان «شهادت».

این ها گوشه ای از الفبای طلبگی است.

خدایا! ما را با الفبای این کتاب آشنا بگردان، «عرض» هایمان را «جوهر» کن و «مفرد» هایمان را «جمع» گردان وتا ما را اهل «ضمیر» نکرده ای «ظاهر» نکن.

 

 

 

 


برچسب‌ها: طلبه