سلام بر تو

با تمام دل بر تو مى گرییم که نماد بهى بودى و ودیعه رحمت خدا بر آدمیان، و چون تو را کشتند انسانیت بى مادر شد و خون هابیل از رگ حیات هر انسان در گستره تاریخ از نو جوشید و مظلومیت داغ زخمى شد بر جبین زندگى مؤمنان، و حیات پژمرد و اوراق قرآن به تطاول طوفان پراکند، و على (ع) تنها ماند... و بشریت در گرداب فاجعه افتاد.

سلام بر تو! بانوى بانوان... کدامین واژه ها را باید به خدمت گرفت تا بیانگر ابعاد ستمدیدگى تو باشند؟ چگونه در کلمات مى توان ژرفاى ظلمت شب و گم شدن آفتاب را توصیف کرد؟

چون تو به خاک رفتى، نجات انسان که تازه آغاز شده بود به خاک رفت، و ستمدیدگان تاریخ برق شادى از چشم فرونهادند، و دگر بار ظلمت چیره شد، و فرزندان تو در تمامى اعصار یتیم ماندند... و اینک آواى باد در گیسوى غبارآلود نخل هاى فدک ضجه یتیمان بى مادر مانده توست که درد را  در درازاى  تاریخ اسلام، چهارده قرن است از قلبى به قلبى تحویل مى دهند و زنجیر ستم را از پایى به پایى، به ارث مى برند.

!سلام بر تو... بانوى بانوان.

/ 0 نظر / 8 بازدید